تبليغاتX
ماه زخمی
Image and video hosting by TinyPic

ظلمت ثانی که فراگیر شد شد؛ماه به تلالو برخاست.زشت سیرتان همیشه ی دوران ها زخمی بر آن نهادند به وسعت تاریخ،اینگونه ماه زخمی جاودانه شد

باز از غروب خورشید

باز از غروب خورشید،زخمی به سینه دارم

او خورده سیلی و من احساس کینه دارم

انگار اشتباهی دل مهر زندگی خورد

از دخل خالی دل صدگون هزینه دارم

آه از دل ستاره،غمهاش بیشماره

او سر به شانه ی شب؛من روی چینه دارم

سرخورده مثل طوفان بر گرد خویش پیچم

بر ساحل تباهی،در گل سفینه دارم

ویرانه های غربت گنج خلوص دارند

من در خرابه ی دل،حسرت دفینه دارم.


لينك | نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 13:8 به قلم Image and video hosting by TinyPic|
دوباره...

دوباره در دلم جوانه می زنی          برای آشتی گمانه می زنی

دوباره آستان درب بسته  را           به گامهای خویش پا نمی زنی؟

چهارپاره ای؛غزل تبار من!           که نقشهای جاودانه می زنی

گذشت آنچه شد...نگویمت چرا         اگر به ضرب تازیانه می زنی

                  بیا به خانه ام که بیخودی قدم

                  به کوچه های پر بهانه می زنی


لينك | نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 21:11 به قلم Image and video hosting by TinyPic|
عاشورایی ها
عشق امروزی
غزل هام
تحلیل شعر



اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

طراح قالب



Powered By
BLOGFA.COM